Tuesday, May 19, 2015

تصاویر مهار پسری 11 ساله با قلاده درچین !

شیوه ی مهار و  درمان یک کودک معلول ذهنی 11 ساله ی خانواده ی چایکار چینی هم وارد بازار شد .وقتی جزو طبقه محروم اجتماعی باشی و دارای فرزند معلول هم باشی که قادر به  تأمین هزینه ی درمانش نباشی  و از سوی حکومت برای درمان هم حمایت نشوی راه چاره ای به جزاین چنین شیوه ی د رمانی باقی نمی ماند!ناگفته نماند که این شیوه ی درمان ومهار کودک معلول ذ هنی 11 ساله درچین برای حزب کمونیست حاکم چین نه مقبول که فاجعه است چون یک زمانی سایه مائو و اندیشه اش بر جهان سنگینی می کرد .ولی گرایش بسوی سرمایه داری منجر به چنین فاصله طبقاتی وبی توجهی به محرومان شده است.
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
(تصاویر)
سال‌هاست که خانوادۀ "ژی گوبیائو" که در حال حاضر 11 ساله است او را با طناب می‌بندندبه گزارش فرادید، معلولیت ذهنی در این پسر زمانی که بسیار کم سن و سال بود، تشخیص داده شد و از وقتی که حدوداَ شش سال داشت، از خانه بیرون می‌رفت و به اموال همسایه‌ها خسارت می‌زد. خویشاوندان او که چای کارانی فقیر هستند، مجبور شدند که درآمدِ نزدیک به یک سال خودشان را برای جبران خسارتهایی که این پسر به بار آورده بود، صرف کنند. حال آنها ظاهراً راهکار دیگری جز بستن او پیدا نکرده‌اندپدربزرگ گوبیائو می‌گوید که نوه‌اش هنگام تولد دچار آسیب مغزی شد. آن روز به دلیل رانش زمین، رساندن مادر به بیمارستان برای زایمان میسر نبودخانوادۀ او که از رفتارش به تنگ آمده‌ بودند، پولهایشان را جمع کردند تا او را پیش پزشکان محلی ببرندپدربزرگ گوبیائو می‌گوید که تنها کاری که این پزشکان کردند این بوده که توصیه کنند تا پسر را به پکن یا شانگهای ببرند تا درمانهای تخصصی‌تری برایش انجام شود. سفری که خانوادۀ او امکان مالیش را نداردهر روز صبح که ژی جانتو (پدربزرگ) از خواب برمی‌خیزد، نوه‌اش را به یک ستون می‌بندد. البته او قصد آزار پسر را ندارد، بلکه هدفش حفظ سلامتی پسر و جلوگیری از ورشکستگی خانواده استوقتی که اولین بار، گوبیائو را دهکده‌اش دیدم، به نظر یک پسربچۀ 11 سالۀ معمولی می‌رسید. با این تفاوت که یک طناب مانع از آن می‌شد که از جایی که به آن بسته شده بود بیش از چند قدم فاصله بگیردجانتو ماجرا را برایم توضیح داد. گوبیائو دچار معلولیت ذهنی است و رفتار "جسورانۀ" او به این معناست که خانواده می‌بایست هر بار که او برای بازی به گوشه‌ای از دهکده می‌رفت، زمان زیادی را صرف یافتن او می‌کردندرفتارهای او همچنین خرج زیادی هم روی دست خانواده می‌گذاشت. آنها مجبور بودند که خسارت شیشه‌هایی که گوبیائو می‌شکست و کاشی‌هایی که از سقفهای مردم می‌شکست را بپردازندتا زمانی که پسر به 11 سالگی برسد، خانواده‌اش مجموعاً مجبور به پرداخت 1600 دلار خسارت شده بودند. این میزان تقریباً برابر با درآمد یک سال خانواده است. از نظر آنها چارۀ دیگری جز محدود کردن تحرک گوبیائو وجود نداشتبستن گوبیائو به سایر اعضای این خانوادۀ شش نفره اجازه می‌دهد تا به کارشان در مزارع چای بپردازند. در دهکدۀ دویست نفره‌ای که این پسر و خانواده‌اش در آن زندگی می‌کنند، کار اغلب ساکنان کشاورزی است. پدربزرگ و مادربزرگ گوبیائو چای‌کار هستند و همچنین مسئولیت مراقبت از او را بر عهده دارند. والدین گوبیائو هم از خواهر او مراقبت می‌کنند و هم در مزرعه کار می‌کننداین خانواده یک بار موفق شدند تا 150 دلار پس انداز کنند و گوبیائو را به دکتر ببرند. جانتو (پدربزرگ) می‌گوید که پزشکان روستایی او را در بیمارستان نپذیرفتند و فقط توصیه کردند که پسر را به پکن یا شانگهای ببرنداین خانواده که به سختی شکم خود را سیر نگه می‌دارند، توان تامین خرج چنین سفرهایی را ندارند.  جانتو گاهی اوقات که به سر مزرعه می‌رود، مجبور است که پسر را به کمر خود ببندد. او می‌گوید که بزرگترین کابوسشان این است که گوبیائو خودش را از طناب خلاص کند. او می‌گوید: "اوضاع بدتر و بدتر می‌شود؛ ما پیر می‌شویم و روز به روز بزرگتر و قویتر می‌شود." یکی و دو سال دیگر، گوبیائو قویتر از آن خواهد شد که بتوان با طناب کنترلش کرد. پدربزرگ نمی‌داند که آن وقت چه باید بکند. "ویلیام هانگ" عکاس رویترز به محل زندگی ژی رفته و از او و زندگی‌اش عکاسی کرده است.

No comments:

Post a Comment